یادداشت از: مهری درویش قنبر
جوان در اوج دوران توانمندی جسمی، ذهنی و عاطفی قرار دارد؛ اما اگر نداند چرا باید تلاش کند یا هدفش از زندگی چیست، به سرعت دچار فرسایش روانی می شود. تأثیرات این وضعیت در شکل گیری افسردگی، اضطراب، اعتیاد یا گرایش به رفتارهای پرخطر قابل مشاهده است.
یکی از عوامل تشدیدکننده ی بحران معنا، فشارهای بیرونی و توقعات اجتماعی است. جوانی که صرفاً برای کسب نمره، مدرک، یا رضایت دیگران زندگی میکند، ممکن است از خود بیگانه شود. رسانهه ا نیز با ارائه ی الگوهای سطحی از موفقیت و خوشبختی، گاه فاصله ی بین واقعیت و رؤیای جوان را زیادتر می کنند.
در این میان، پرداختن به پرسش های فلسفی، اخلاقی و وجودی، میتواند جوان را به کشف معنا نزدیکتر کند. گفتگوهای عمیق، مطالعه، تجربه های معنادار و حتی مواجهه با سختی ها، همه میتوانند بسترهایی برای معناجویی باشند.
بحران معنا نه تنها تهدید، بلکه فرصت نیز هست؛ فرصتی برای خودشناسی و بازآفرینی مسیر زندگی. جامعه، به ویژه نهادهای فرهنگی و آموزشی، باید زمینه ی این تأملات را فراهم آورد. جوانی که معنای زندگیاش را پیدا کند، انرژی اش را به سوی هدفی والا سوق میدهد و به جای گم گشتگی، به آرامش درونی دست می یابد.




Saturday, 3 January , 2026